على محمدى خراسانى

35

شرح مكاسب (فارسى)

كما اينكه امروزه در دانشگاههاى دنيا به دانشجويان فارغ التحصيل رشته‌هاى مختلف مدرك مىدهند از قبيل مدرك دكترا كه به معناى اجازهء رسمى او در امر طبابت و پزشكى است . آرى خوانندگان گرامى ، از گذشته‌هاى دوردست اين دقتها و محكم‌كاريها بوده و معيارها و ضوابط حاكم بوده و شخص هرچند از نظر علمى داراى مرتبتى عالى بود و چهره‌اى محبوب در جامعه و شخصيتى مبارز بود ولى در امر دين بايد از سوى متخصصين فن تأييد مىشد و اجازه‌نامه مىگرفت و ارزشها نبايد فداى افراد و گروهها و خطها بشود . اين اشخاصند كه بايد فداى ارزشها شوند خدا نياورد آن روزى را كه اين اجازه‌هاى روايت يا اجتهاد به قدرى بىاعتبار شود كه به هركسى كه شايستگى ندارد اجازه اجتهاد دهند و به صرف اينكه چند نفر پيش فقيهى شهادت به اجتهاد شخصى دادند آن فقيه به وى اجازه اجتهاد دهد و ديگرى هم به تأييد او اكتفا نموده و اجازه اجتهاد صادر كند و فقيه سوم هم به امضاء دو نفر قبلى نگريسته و نزد خود اين را بينّه شرعى تلقى كند و او هم تأييد كند ، در اين‌صورت چه بر سر اسلام خواهد آمد خدا مىداند . چه خوب است همان‌طورى كه در مباحث فقهى و علمى و اصولى افتخار مىكنيم كه ما مراد شيخ اعظم را در رسائل و مكاسب بهتر از ديگران فهميده‌ايم ، در اين قسمت هم به شيخ اعظم اقتداء كنيم كه به نقل صاحب قصص العلماء : شيخ در دوران زعامت و مرجعيت خويش به احدى اجازهء اجتهاد نداد و اين از شدت احتياط شيخ در امر دين سرچشمه مىگيرد با اينكه همه مىدانيم كه در مكتب پربار شيخ اعظم چهره‌هائى درخشيدند كه هنوز هم تاريخ نظير آنها را در فقه و اصول سراغ ندارد و يا كمتر ديده است . آيا احاديث « اخوك دينك فاحتط لدينك » تنها در مباحث اصولى كلاس درس